باغهاي صخره اي
باغ صخره ای مقدمه: امروزه به ویژه در شهرهای بزرگ زندگی ماشینی و تجمع جمعیت موجب زندگی کسالت آور و محیطهای با هوای آلوده شده است. فضای سبز شهرها میتواند تا حدودی به حل این مشکلات حاصل از این پدیده در جهت سلامتی افراد اجتماع و زیباسازی محیط کمک کند. ایجاد فضای سبز نه تنها یکنواختی ساختمانها و خیابانهای شهر را از بین میبرد.بلکه به زیبایی و طراوت محیط میافزاید و موجب آرامش روانی شهروندان میگردد. ثابت شده که هزینههایی که برای ایجاد فضای سبز انجام میشود، افزون به کاستن بزهکاریهای اجتماعی، از نظر اقتصادی نیز میتواند توجیه پذیر باشد. از مهمترین طرحهای فضایی سبز میتوان به باغ و پارک اشاره کرد. در اینجا میخواهیم به باغهای صخرهای بپردازیم. باغهای صخرهای باغهایی هستند که بیشترین الهام را از طبیعت میگیرد و در آنها سعی میشود احساس مصنوعی بودن از بین برود. در فضای سبز شهری ساخت یک باغ صخرهای میتواند جلوه تازهای به فضای سبز بدهد. باغ سنگی در نقاطی احداث میگردد که بخواهیم از شکل طبیعی زمین حداکثر استفاده را بنمائیم. یا زمین های مورد استفاده دارای پستی و بلندی در جهات مختلف بوده و در ضمن بافت زمین دارای سنگهای بزرگ نیز باشد. در چنین باغهایی با پرورش گیاهان مختلف میتوان ترکیبهای بدیعی به وجود آورد. باغهایی صخرهای دارای کمترین هزینه احداثاند. زمینی که برای احداث باغ صخرهای در نظر بگیریم باید خود دارای منظره طبیعی بوده و حدالامکان از خانهها و ساختمانهای بلند دور باشد. بهتر است برای این کار از مناطق کوهستانی استفاده شود، زیرا اغلب گیاهان باغهای صخرهای وقتی از مناطق بومی خود منتقل شوند نیاز به هوای آزاد دارند و از آنجایی که در بلندیهای هوا در جهات مختلف در حرکت است در یک مکان و مثل آنچه در مناطق هموار است راکد نمیماند و این نیاز گیاه برطرف میشود. گرچه مناطق کوهستانی در مقابل خطر باد و نور خورشید قرار دارند ولی حرارت در آنجا چندمین درجه با مناطق پست تفاوت داده باید توجه داشت برای گیاهان کوهستانی(Alpine) فضای کمتری نیاز است تا گیاهان مورد استفاده در طراحی فضای سبز (landscape) مثلاً در زمینی به مساحت 180×180 cm ممکن ست 12 نوع گیاه متداول در طراحی کاشته شود ولی در باغ صخرهای میتوان بیش از 50 نوع را در بین مساحت پرورش داد و این خود عاملی برای تنوع گیاهان است. باغ صخرهای باید دارای پستی و بلندی تخته سنگهایی به اندازه های مختلف باشد. در صورتی که چنین سنگهایی در دسترس نباشند می توان آنها را از منابع دیگر تهیه و به باغ مورد نظر انتقال داد باید در نظر داشت سنگها را نه تنها از نظر اندازهشان باید دسته بندی نمود، بلکه جنس آنها را نیز باید در نظر داشت. برای مثال ماسه، سنگ، و یا سنگ آهک، باید در یک منطقه به کار رود. در مورد سنگهای بزرگ اگر چه جابجایی و قرار دادن آنها در یک محل ساده نیست، ولی حالت طبیعیتری به باغ میدهد و نیز میتوان از کنار هم قرار دادن مقداری سنگهای کوچک یک صخره بزرگ به وجود آورد. برای پوشانیدن اطراف یک گیاه به آمیختهای در حدود 1cm خرده چوب یا خرده سنگ نیاز است. باید از سنگی برای آمیخته کردن استفاده شود که همچنین سنگهای اطراف باشد، نه از جنس متفاوت. مناسبترین محل برای احداث باغ صخرهای محلهای شیبدار است که از خطر بادهای قوی در امان باشد. مناطق آفتابگیر برای بسیاری از گیاهان ایدهآل است هر چند خودآفتابی که از میان شاخ و برگ درختان دیگر، بخصوص در روزهای گرم و آفتابی میتابد کافی است. باغ سنگی هرگز نباید در مناطقی که دارای سایه کامل هستند ایجاد گردد. قبل از شروع به کار یک باغ صخرهای باید تمام علفهای هرز چند ساله را یا از ریشه درآورد و یا از سموم علف کش استفاده نمود. اگر قرار است باغ سنگی در یک محل چمن کاری میشده به وجود آید باید چمنها را از خاک در آورد و به دقت در گوشهای جمع کرد. چون میتوان از آنان برای چمن کاری محل دیگر و یا به عنوان کود در گلدانها و یا در جایی از باغ استفاده کرد. از آنجایی که بسیاری از گیاهان نمیتوانند خاکهای همیشه مرطوب را تحمل کنند، زهکشی مناسب برای باغ ضروری است. یک خاک سبک روی سنگریزهها میتواند، زهکشی طبیعی و مناسبی را فراهم سازد، اما خاک سنگین رسی که زیربنای رسی دارد به زهکشی مصنوعی نیاز دارد بخصوص اگر نتوان ساختار آن را تغییر داد. این مسئله بخصوص در زمینهای هموار و صاف بسیار اهمیت دارد. برای زهکشی شیارهایی از بالا تا پایین شیب و به عمق 45cm و به فاصله 180-90 cm از یکدیگر حفر کرده. نیمه پائینی شیارها را از سنگهای بزرگ و آجر شکسته و با قلوه سنگ پر میکنیم. سپس مقداری از چمن زیر و رو شده را به صورت یک لایه روی آن قرار میدهیم تا خاکها، منطقه فاصله بین قلوه سنگها را پر نکنند و زهکشی را متوقف نسازد. در پایان روی آن را با خاک میپوشانیم. در زمینهای شنی یا خاکهایی که به زهکشی احتیاج ندارند، باید قبل از قرار دادن سنگها، باغ صخرهای کاملاً شخم زده و زیررو شود. در آغاز سنگهای سنگین( در حدود 25kg) را در دو طرف زمین آماده شده طوری قرار میدهیم که شکل L داشته باشد. سنگهای بزرگتر را در گوشه به عنوان سنگ نشان به کار برده و از سنگهای کوچکتر برای تشکیل دو بازویی L استفاده میکنیم به طوری که سنگهای آخری تقریباً در زیر خاک ناپدید شوند، نتیجه باید به صورتی باشد که گویی سنگها از زمین بیرون آمدهاند. و در زیرشان سنگ فروشی وجود دارد برای زهکشی بهتر محل اتصال سنگها باید به صورت خطوط افقی و عمودی که یکدیگر را قطع میکنند باشد و و محل اتصال، با سنگهای اضافی پوشانیده شود. تمام سنگها دارای خطوط لایه(strata line ) هستند. سنگها را باید طوری قرار داد که تمام این خطوط افقی موازی سطح زمین باشند و باید دقت کرد که سنگها محکم در جای خود قرار گیرند. وقتی که سنگها در جای مناسب قرار گرفتند فاصله بین سنگهای تشکیل دهندهی بازوهای(L) را با خاکی که توانایی زهکشی طبیعی دارد پر میکنیم. برای این منظور مخلوطی از 2 قسمت خرده سنگهای cm 0/5 یک قسمت لوم و یک قسمت peat moss تهیه میکنیم.این مخلوط را بین سنگهای(L) میریزیم. بعد از چند روز مخلوط نسبت به سنگها نشست خواهد کرد میتوان از مقدار اضافی مخلوط برای جبران سطح خاک استفاده کرد سطح را صاف کرده و با مخلوط سنگریزه cm 0/5 به ضخامت 2/5-1/5 cm میپوشانیم و سپس خرده سنگها را با شنکش صاف میکنیم. مزایای خرده سنگها: 1- کاهش تبخیر از سطح خاک و بالا بردن رطوبت 2- جلوگیری از پوسیدگی ساقه گیاهان 3- جلوگیری از پراکندگی خاک روی گلها توسط باران 4- نگهداشتن خاک باید توجه داشت که اگر روی شیب کار می کنیم باید سنگها طوری قرار بگیرند که آب بتواند در خاک نفوذ کند نه آنکه فقط از بالا به پائین جریان داشته باشد. گیاهان مورد استفاده در باغهای صخرهای یک کشت موفق از گیاهان کوهستانی، منظره طبیعی درههای کوهستانی را با چینهایشان به وجود میآورد. در این کشت فقط از گیاهانی استفاده میشود که در قسمتهای صخرهای رشد دارند، گیاهان مناطق کوهستانی و دیگر گیاهان باغهای صخرهای فریبندگی خاصی را با ظرافت و شکل زیبای خود به وجود میآورند که به یاد آورند مینیاتورهای ایرانی است. از آنجایی که محل رشد بسیاری از گیاهان به طور طبیعی مناطق کوهستانی و صخرهای است، بنابراین این گیاهان قدرت تحمل زندگی در خاکهای سخت و سنگلاخی و بادهای خشک کننده را دارند. اگر شرایط طبیعی زندگی با زهکشی مناسب فراهم شود بسیاری از گیاهان باغ های صخره ای به آسانی رشد میکنند و در ابتدای کاشت به رسیدگی کمی احتیاج دارند به جز در مورد کنترل علفهای هرز. در مناطقی با سرمای زمستانی زیاد، گیاه به پوششی از مالچ احتیاج دارد که بهتر است از شاخههای کاج برای این منظور استفاده شود. گرچه بسیاری از گیاهان باغهای صخرهای در فضای باز و مناطق کوهستانی کشف میشوند میتوان گونههای مختلفی را انتخاب کرد، تا مجموعه کاملی از این گیاهان را داشته باشیم. بسیاری از گیاهان پاکوتاه در اوایل بهار رنگین میشوند، به همین جهت می توان آنان را همراه گیاهانی که به صورت پوششی مورد استفاده قرار میگیرند، کاشت. به گیاهانی که در قسمتهای هموار باغهای صخرهای کاشته میشوند چمن کوهستانی (aliaine lawn) میگویند که شامل گیاهان پاکوتاه و پیازهایی که بین آنها رشد میکنند هستند و میتوانند در پائین ترین سطوح باغهای سنگی به کار روند. برای این که گیاهان در بین سنگفرشها رشد کنند، تخته سنگی را با فاصله به حدی که بینشان شکافی به وجود آید روی ماسه ها قرار دهید تا هنگام قدم زدن روی سنگ فرشها بوی خوش گیاهان استشمام شود. معمولاً در باغهای صخرهای باغچههای مرتفع را برای گیاهانی که تمایل بیشتری به خم شدن و آویزان شدن دارند در نظر میگیریم. گیاهان کوهستانی و صخرهای را می توان با دیگر گیاهان به صورت مخلوط کاشت. حاشیه جنوبی بوته های قدبلند را می توان با گیاهان آویزان و رونده و بوته های پاکوتاه پر کرد. کلمهی "Alpine" به شیوههای مختلف در اصطلاحات باغ صخرهای به کار برده میشود. به طور تحت الفظی Alpine گیاهانی هستند از کوهستانهای بلند یا به طور اختصاصی تر از کوههای آلپ اروپا هستند به طور وسیع تر، گیاهان کوچک باغ صخرهای اغلب Alpine نامیده میشوند. حتی اگر آنها از کوهستانهای بلند نباشند گیاهان Alpine اغلب در طشتکها، دیگر ظرفها و باغهای صخرهای کوچک استفاده میشوند. خیلی از گیاهان باغ صخرهای به طور قابل ملاحظهای گلهای بزرگ و برجستهای دارند که تقابل بین صخرهها و گیاهان کوچک نمایان به زیبایی و شیفتگی باغ صخرهای میافزاید. بسیاری از گیاهان بلند صخرهای با گیاهان علفی چند ساله تلفیقی جالبی دارند که در غالب باغهای صخرهای ترکیبی از آنها وجود دارد. صخرهها نقش مهمی در رشد سلامت گیاهان دارند به طوری که به بذرها اجازه پناهندگی و جوانه زدن میدهند. رواناب صخرهها، آب و مواد غذایی مورد نیاز گیاهان را بهبود می بخشد و سایه صخره ها خاک اطراف گیاه را از خشک شدن محافظت می کند و ریشه گیاهان را از گرمای خورشید محافظت می کند. لبه ها،برآمدگی ها، بسترهای برآمده وجعبه ها لبه ها: با مشخص کردن لبه ها امکان استفاده کمتر از صخرهها وجود دارد. برای جلوگیری از فرسایش لبهها نباید لبهها را خیلی عمیق یا خیلی بلند ساخت. کاشت گیاهانی کوتاه مثل سروهای خزنده وcotoneaster به عنوان زمین پوش روی لبههای بزرگ خیلی موثر است. برآمدگیها: دیوارهای کوتاهی هستند معمولاً بیشتر از 5/2 فوت ارتفاع ندارند. بیشتر برای پرورش متراکم گیاهان از برآمدگیها استفاده میشود. بسترهای برآمده و جعبهها: یک بستر برآمده ممکن است از چوب،صخره، یا بلوک در یک ارتفاع مناسب ساخته شده باشد. خمرههای بزرگ وسیکی هم یک جایگزین مناسب هستند. به طوری که خمره با یک مته سوراخ میشود(برای زهکشی) و با یک خاک زهکش دار پر میشود. برای گیاهان اسید دوست هوموس به خاک اضافه میشود. این نوع باغ صخرهای میتواند شبیه یک ویترین باشد برای گیاهان کوچک باغ صخرهای و دیگر سوزنی برگان. برای محافظت از ریشهها در زمستان یک بستر برآمده بسازید که بیش از 2 فوت ارتفاع نداشته باشد. خمره ویسکی میتواند یک یا دو فوت در زمین فرو رود. انباشتن خاک و برگ کاج و برگها یا خاک اره در اطراف بسترهای برآمده یا ظرفها در آخر پاییز برای محافظت بسته انجام میشود پر کردن بسترها معمولاً با ترکیبی از یک بخش شن لومی، یک بخش ریگ نخودی و یا پرلیت و بخش دیگر هوموس انجام میشود. - بستر برآمده میتواند در هر مکان کوچک با بزرگی ساخته شود. - خاک یک بستر برآمده خیلی زود با نیاز گیاهان وفق داده میشود - نگهداری از بسترهای برآمده خیلی آسانتر از نگهداری از بسترهای مسطح است. - گیاهان در آنها به آسانی قابل رویت و بررسی هستند - برای محافظت در زمستان به راحتی میتواند یک پوشش قابل برداشت روی آن ایجاد کرد. - - بسترهای مورد استفاده در باغهای صخرهای برای موفقیت و داشتن باغ صخرهای طبیعی رعایت نکاتی ضروری است. اول مقیاس و تناسب را باید در نظر گرفت، برای مثال تقلید از یک کوه در میان یک باغچه کوچک خارج از تناسب خواهد بود. تمام سنگها بعنوان اجسام جامد، در قشر زمین بر اثر فشارهای مختلف شروع به ترک خوردن میکنند و یا این که با گرم شدن و یخ زدگی ترک های بیشتری روی آنها به وجود آمده و در نتیجه شکل سنگ به کلی تغییر مییابد. معمولاً قسمتهای مجاور هوا خرد میشود و قسمت اصلی تنه اصلی زیر خاک سالم باقی میماند. بنابراین باید روی سنگها با گیاهانی پوشانیده شود که به صورت گستردهتر هستند تا در صورت خرد شده سنگها، نمای باغ صدمه زیادی نبیند. اگر خاکریزی در محوطه باشد میتواند با گیاهان پوشیده شود که جزئی از منظره طبیعی باغ محسوب می شود . از برداشتن و یا جایگزین کردن آنها به وسیله تخته، سنگ و سنگهای رنگین باید اجتناب کرد. طرح های مورد استفاده در بسترسازی باغهای سنگی را میتوان به صورت زیر تقسیم بندی کرد: 1- دیوار(چینه) Wall سادهترین طرح در باغهای صخره ای است که به وسیله روی هم گذاشتن چندین سنگ درست میشود. فاصله بین سنگها به وسیله خاک پر میشود و گیاهان روی حاشیههای خاکی و دیوار کاشته میشود آجر نیز میتواند برای ساخت باغچههای مرتفع و دیوارها استفاده شود که بایدبا ملاتی از سیمان فاصله بین آجرها پر شود و حفراتی برای زهکشی در آنان تعبیه شود. تراورس راه آهن،تخته چوب و حتی صفحات چوبی نیز میتواند به عنوان عناصر سازنده دیوارها بکار روند(هرچه سبکتر بهتر) از بلوکهای سیمانی نیز میتوان استفاده کرد. که اگر با مهارت بکار گرفته نشوند به زیبایی باغ لطمه خواهد زد. ارتفاع باغچههای مرتفع از 15 تا 90 cm متغیر است و معمولاً به صورت چند ضلعی است ولی ممکن است به صورت مدور هم ساخته شود. این دیوارها به علت بلند بودن سطحشان، گیاهان را از دسترس کودکان و حیوانات در امان نگه میدارند. 2- گذرگاههای سبز Grassy Pavement برای زیباتر کردن کوره راهها خصوصاٌآنان که صاف هستند، میتوان گیاهان صخرهای را در لبهها یا حتی روی آنها کاشت. در شکاف بین سنگفرش این راهها میتوان از گیاهانی که به طور متراکم رشد میکنند، استفاده کرد، مثل آویشن thyme که بوی خوشی نیز دارد. اگر از پیاده روها و تراسها در زمستان استفاده نمیشود میتوان ازپیازهای گیاهان یا کوتاه مثل زعفران crocus و کلاغک muscari استفاده کرد تا در بهار رنگین باشد. 3- بسترهای سنگریزهای screes از تجمع سنگ ریزهها در درههای بین تپهها، که معمولاً در ارتفاعات قرار میگیرند تشکیل شده اند. در این نقاط از گیاهانی استفاده میشود که قادر به رقابت با بقیه گیاهان نیستند مثل درابا draba و آندروزاس زینتی Androsace. بسیاری از گیاهان که در نقاط دیگر باغ صخرهای زیاد عمر نمیکنند در بسترهای سنگ ریزهای بخوبی رشد میکنند( به علت زهشکی خوب) این بسترها باید دارای شیب ملایم به طرف جنوب یا غرب باشند ولی این شیب باید از جایی که سنگها نمایان میشوند شروع شود. برای ساخت یک بستر سنگریزهای ابتدا باید گودالی به عمق 90-60 cm حفر کرد و در انتهای گودال لایهای به ضخامت 15cm از آجر یا سنگ که زهکشی خوبی ایجاد میکند قرار دارد. بعد از این مرحله اگر چمنهای قبلی باقی مانده باشد، به روی سنگ یا آجر میریزیم و در غیر این صورت از خاشاک و شاخ و برگهای دیگر استفاده میکنیم و بعد گودال را با مخلوطی از 3 قسمت سنگریزههای 0/5 cm و یک قسمت خاک پر میکنیم. در اوایل بهار(هرسال) سطح خاک را به ضخامت 1/5 cm از ماسه درشت میپوشانیم و باید 2 قاشق غذاخوی سوپر فسفات یا پودر استخوان را به ازای هر سال آب به این خاک اضافه نمود. 4- بسترهای طشتکی sink and trough این طرح در باغهای صخرهای، زیبایی مخصوص به خود را دارد و شامل واحدهای ساخته شده و مجزا از یکدیگر است که ممکن است عمیق یا کم عمق ساخته شود. یک لگن(sink) لعابی در باغ صخرهای میتواند به صورت یک گلدان سنگی به نظر آید. برای ساخت یک گلدان از سنگی از یک لگن(sink) باید 2 قسمت peat moss و 2 قسمت ماسه و 1 قسمت سیمان را با آب مخلوط کنیم و داخل و اطراف لگن(sink) را با آن بپوشانیم تا سفت شود برای این که گلدان طبیعیتر به نظر آید سطح خارجی آن را همان طور خشن نگه میداریم این لگن را با یک رنگ قوی اپوکس(epoxy) میپوشانیم و یک سوراخ زهکشی درپابین برایش قرار میدهیم. اگر ظرف کم عمق است(7/5-10 cm) سوراخ زهکشی را با سنگ میپوشانیم و اگر عمیقتر است مخلوط مواد زهکشی به آن اضافه میکنیم(5-10 cm) و سپس ظرف را از مخلوط قسمت peat moss 1 قسمت لوم و 1 قسمت خرده سنگ 0/5 cm پر میکنیم. 5-گلخانههای کوهستانی Alpine house گلخانههایی هستند با درجه حرارت پایین و تهویه کافی، که گیاهان حساس به رطوبت بالا را بخصوص در پاییز و زمستان محافظت میکنند که البته بیشتر شامل گیاهانی مثل گل جاوید helichrysum و بسیاری از گیاهان کوچک باستکی مثل اتدروزاس و همچنین گیاهانی که به رطوبت اضافی در اطراف ریشه حساس هستند بخصوص در زمان خواب گیاه، میشود. برای بهترین نتیجه کافی است بسترهایی از شن یا خاک تهیه کرده و گلدانها را در آن قرار داد که در این صورت مقدار زیادی آب و همچنین درجه حرارت مناسب برای گیاه تأمین میشود. 6-تراس ها: تراس، سنگفرش ساخته شده با سنگ آجر یا بلوک است که میتواند شکافهایی داشته باشد برای پرورش گیاهان باغهای صخرهای، از گیاهان صخرهای که نسبتاً میتواند عبور و مرور را تحمل کنند میتوان به موارد زیر اشاره نمود: Achillea tormentosar, vevanica repehs. Thymus serpyllum, armeria maritime. گیاهان ظریف که رشد کندی دارند میتوانند در مناطقی با ترافیک کم یا بدون ترافیک کاشته شوند. زهکشی توجه به زهکشی در طراحی یک باغ صخره ای خیلی مهم است. خیلی از گیاهان صخرهای نیازمند زهکشی خیلی خوب هستند. در یک(طبیعت) باغ صخرهای گیاهان اغلب روی یک شیب، برآمدگی یا یک بستر تپهای رشد میکنند، جایی که آب خیلی زود جاری شده و از محدوده گیاه خارج میشود و باید سعی شود که شرایط باغ صخرهای را به شرایط محیط طبیعی که گیاه در آن میروید نزدیک کرد. زهکشی را میتوان با استفاده از خرده سنگها، سنگ یا سنگ ریزه و شن درشت و .... در ترکیب خاک بهبود بخشید. نحوه کاشت یک باغ صخرهای : بهتر است کاشت یک باغ صخرهای در بهار یا اوایل پاییز انجام شود گر چه گیاهانی را که در گلدان پرورش یافتهاند، میتوان در تابستان از گلدان خارج نموده و کاشت فقط باید توجه داشت که در هنگام انتقال صدمهای به ریشه وارد نشود. برای خارج کردن گیاه از گلدان آن سر و ته طوری در دست میگیریم که گلدان روی کف دست و ساقه بین دو انگشت قرار گیرد و سپس به آرامی گلدان را اگر کاغذای است پاره میکنیم. اگر گلدان سفالی یا پلاستیکی است لبه آن را قطعه سنگ یا جسم سختی میزنیم تا گیاه از آن خارج کنیم، سپس با بیلچه، گودالی به عمق ریشه حفر کرده گیاه را داخل آن میگذاریم. گودال را با خاک پر میکنیم و گیاه را با انگشت یا دسته بیلچه در جای خود محکم کرده و اطراف آنها را با خرده سنگ میپوشانیم و سپس آبیاری میکنیم. دانه رستها و آنهایی که با قلمه ریشه و یا تقسیم گیاه تکثیر میشوند و آماده انتقال هستند، را میتوان به طور مستقیم در باغ صخرهای کاشت و برای این کار حتماً باید گودال را به اندازهی ریشه گیاه جوان حفر کرد تا فضای کافی برایش وجود داشته باشد بوتههای بالا رونده و سوزنی برگان پاکوتاه اگر در پای سنگها کاشته شوند زیباتر به نظر میرسد. بوته و قارچهای گسترده و پراکنده را در سطح بالایی میکاریم به نحوی که مثل آبشار سبزی روی سنگها را بپوشاند. گیاهان روزتدار را باید در مقابل رطوبت محافظت کرد و به همین دلیل باید در شیارهای عمودی کاشته شوند تا آب زیاد در اطراف آنها جمع نشود و ایجاد پوسیدگی نکند. بعد از خارج کردن این نوع گیاه از گلدان و اطمینان از زهکشی باید دید آیا شیار به اندازهی گیاه است یا خیر. اگر اندازه بود آن را به شکل مناسب ریشه در آورده است. ریشه را در خاک قرار داده و آن را با خاک زیرین سفت میکنیم سپس باید سوارخ را از پایین به بالا با مخلوط خاک و سنگریزه پر کرد. بهتر است گیاهان را بعد از قرار دادن سنگها کاشت. هر چند انجام این عمل همیشه امکان پذیر نیست در مورد گیاهان بزرگ، مکان مناسب برای این نمونه گیاهان در زاویه بین سنگهاست. برای این کار گودال را در اوایل بهار یا پائیز حفر کرد و مقدار زیادی از خاک گلدان را به همراه ریشه وارد گودال میکنیم. اگر امکان داشت به وسیله اهرمی تا مدتی سنگها را بالا نگاه میداریم تا ریشه گیاه به خوبی زیر آن رشد گند. خاک اطراف را محکم کرده و تمام گیاهان تازه کاشته شده را آبیاری میکنیم باید همواره در نظر داشت گیاهانی که زود رشد میکنند را در جایی کاشت که مزاحم گیاهان دیگر نشود. نگهداری و بهداشت گیاهان باغهای صخرهای: یک لایه سنگ ریزه میتواند میزان تبخیر از سطح خاک را کاهش دهد. گیاهان باغ صخرهها با داشتن چنین لایهای به میزان آب کمتری نیاز دارند. در مواقع خشک هوا آبیاری باید در خشکی شامگاهی انجام گیرد. بهتر است گیاه به دفعات کم ولی با آب فراوان آبیاری شود تااینکه آبیاری مداوم صورت گیرد. در بهار سطلی از مخلوط نسبتهای مساوی هوموس و خرده سنگ 0/5 cm و خاک برگ تهیه کرده و یک فنجان پودر استخوان یا سدیم فسفات به آن اضافه میکنیم پس از مخلوط کردن، یک لایه از آن را روی سطح باغ سنگی میپاشیم و همچنین مقداری از آن را در خاک گیاهانی که رشد کمی دارند دفن میکنیم. خرده سنگها نه تنها رطوبت خاک را نگه میدارند، بلکه شاخ و برگ گیاه را از رطوبت اضافی در امان نگه میدارند و از پوسیدگی آنها به وسیله رطوبت زیاد جلوگیری میکنند و در ضمن حلزونها را نیز از بین میبرند. علفهای هرز را به محض مشاهده باید با یک شن کش دستی خارج کرد و هیچگاه از بیل نباید استفاده کرد زیرا پیازها صدمه میزنند . بهتر است به جای استفاده از سموم علفکش علفها را با دست خارج کنیم. چون گیاهان بسیار به هم نزدیک و فشرده هستند و ممکن است سم به وسیله آب شسته شده و ریشه گیاهان را خراب کند. بعضی از گیاهان نیمه چوبی و گیاهانی که برگهای کرکدار دارند ممکن است به محافظت در زمستان احتیاج داشته باشند که به عنوان یک راه حل ساده، محاظ شیشهای پیشنهاد میشود.برگهای خشک ممکن است به وسیله باد جابجا شده و در شکافها و صخرهها متراکم شوند که باید در صورت امکان آنها را جمع آوری نمود. تکثیر و نگهداری گیاهان در باغهای صخرهای: تکثیر به وسیله دانه: تکثیر به وسیله دانه ارزانتر و بهتر صورت میگیرد. دانه در هر نوع خاکی که دارای زهکشی مناسب است رشد میکند. به وسیلهی این نوع تکثیر میتوان گونههای جدیدی نیز به دست آورد. بسیاری از دانههای پوستی سخت گیاهان و کوهستانی وقتی به حالت یخ زده درآمدهاند، بهتر جوانه میزنند. دیده شده تعدادی از گیاهان ارتفاعات و مناطق سرد کوهستانی که به صورت دانه زاد(self - sow) هستند بعد از یخبندانهای شدید و طولانی بهاره به سرعت جوانه میزنند. در بسیاری از گیاهان مثل گیاهان تیره آلاله ، اگر دانهها بلافاصله بعد از رسیدن کاشته شوند، جوانه زدن آنها به تأخیر میافتد و یا تعدادی مثل Asiatic primulas اگر به مجرد رسیدن کاشته نشوند هرگز جوانه نخواهند زد. بنابراین در مورد گیاه اخیر اگر شرایط لازم و کافی برای کاشت دانهها در اختیار باشد باید بلافاصله بعد از رسیدن دانهها آنها را کاشت، خاک مناسبی برای کاشت دانهها به نسبت 1 قسمت خاک برگ 1 قسمت دیدیک شن دارد و 1 قسمت خاک شنی ازت. در درختکاریها نسبت خاکبرگ را باید افزایش داد. تشتک مورد استفاده برای کاشت دانهها باید تمیز وسفالین باشد. ارتفاع آن 8 cm و تا ارتفاع 6/5 cm از خاک پر شود و تا حدودی هم باید خاک را فشرده کرد و سپس تا زمانیکه کاملاً از آب اشباع نشده آن را آبیاری نمود. دانههای کوچک باید در سطح خاک کاشته شوند و در مورد دانههای خیلی ریز بهتر است قبلاً با شن خاکستری رنگ مخلوط شوند. این عمل باعث توزیع یکنواخت دانهها میشود چون رنگ خاکستری شن سطوح بدون را مشخص میسازد. دانههای درشت را باید عمیقتر کاشت و در مورد دانههای بالدار باید طوری کاشته شوند که بالها مستقیم قرار گیرند.پس از کاشت بذر روی سطح خاک را با لایه نازکی از سنگریزه میپوشانیم البته میتوان به جای سنگ ریزه از ذرات زغال هم استفاده کرد و سپس یک لایه شن به اندازه دان مرغ میپاشیم این کار دارای فوائد زیادی است از قبیل: 1- رطوبت خاک را ذخیره میکند. 2- از بیرون افتادن دانه در صورت هموار نبودن طشتک جلوگیری میکند. 3- اگر از بالا آبیاری شود خاک فشرده نمیشود. 4- از پژمردن گیاه جوان جلوگیری میکند. طشتک های حاوی بذر را باید ابتدا در سایه نگهداشت و سپس بعد از جوانه زدن دانه آنها به محل روشنتر انتقال داد. در این سمت آبیاری باید به آرامی صورت گیرد و انتقال گیاه از طشتک به محل اصلی باید زمانی صورت گیرد که اولین برگ حقیقی ظاهر میشود. ولی در مورد گیاهان کمیاب که به طور پراکنده و فاصله دار کشت شدهاند، و یا دانههای بسیار کوچک که خیلی نزدیک به هم کاشته شدهاند توان انتقال را به تعویق انداخت. در مورد گیاهان پیازی، تا سال دوم نباید منتقل شوند. از آنجائیکه دانه بسیاری از گیاهان کوهستانی جوانه زدنشان تا دو سال به تأخیر میافتد و بخصوص در مورد گیاهانیکه دانههایشان بلافاصله بعد از رسیدن کاشته نمیشوند، دانهها حداقل باید تا 2 سال در طشتکها باقی بماند و همچنین در مورد دانههای کمیاب و گونههای خاص، اگر مکان کافی برای نگهداری طشتکها در اختیار بود، بهتر است گیاه مدت بیشتری در طشتک و در مکانی با جریان هوای کافی نگهداری شود. تقسیم Division: تقسیم یکی از آسان ترین و سریع ترین روشهای تکثیر است و بهترین روش برای گیاهانی است که به صورت توده در میآیند Asiatic yentians. ولی در بسیاری دیگر مثل پامچال که تولید فرشی از ساقههای خزنده میکند و یا مقدار زیادی ریشه به زمین متصل میشود باید ریزومها را تقسیم کرد و لازم است ریزوم دارای ریشههای کافی باشد. بهترین زمان تقسیم اوایل بهار و درست بعد از گل دادن است. ولی تقریباً در هر زمان میتوان گیاه را تقسیم نمود. برای تقسیم گیاه باید خاک اطراف ریشه را دور کنیم و گیاه را طوری تقسیم کنیم که هر قسمت دارای ریشه و شاخ و برگ کافی و به نسبت متعارف باشد. خوابانیدن: این روش برای تعدادی از گیاهان که دارای شاخههای انعطاف پذیر هستند مناسب است برای این کار میتوان شاخهها را به طرف زمین خم نمود و زیر خاک قرار دارد، طوریکه با 2/5-5 cm از خاک پوشانیده شود. با قرار دادن یک تکه سیم و یا یک قطعه سنگ روی محل تماس شاخه با زمین از حرکت و جابجایی شاخه جلوگیری میکنیم. بهتر است در دو طرف ساقه و در محل تماس با خاک، خراشیدگی ایجاد کنیم که در این صورت تولید ریشه سریعتر انجام خواهد گرفت. خوابانیدن روش تکثیر آهسته است. چه در بعضی گونهها مثل دافنه دو سال برای ریشه دهی ساقه خوابانیده شده زمان لازم است و محل اتصال شاخه به گیاه اصلی را تا وقتی خود تولید ریشه نکرده نمیتوان قطع کرد باید توجه کرد که گیاهان تازه خوابانیده شده و یا تازه تقسیم شده را باید در سایه و با آبیاری کافی و تقویت بیشتر نگهداری شوند. قلمه زدن: اغلب گیاهان کوهستانی به این طریق تکثیر میشوند و این روش در بعضی موارد از تکثیر به وسیلهی کاشت دانه موفقتر است. قلمه ممکن است از قسمتهای مختلف گیاه تهیه شود. قلمه ساقه: این نوع قلمه از بریدن ساقههای کوچک حاصل میشود. اگر ساقه کوچکی برای قلمه وجود نداشت میتوان با کارد تیزی یک ساقه را به چندین قسمت تقسیم کرد(در زیر محل اتصال برگ به ساقه) هر چه قلمهها کوچکتر باشند، گیاه بهتر و با شکل زیباتری تولید خواهد شد. برای مثال در Erica carnac(ورنک) قلمهها به کمتر از 2/5 cm میرسند. باید قلمهها را در خاک مرطوب شنی و یا خاک شنی همراه با خاک برگ مرطوب قرار داد. طشتک محتوی قلمهها را بهتر است در سایه قرار داد و به طور مداوم آبیاری کرد. باید از به وجود آمدن کپک پیشگیری نمود و در صورت دیدن کپک، آن قسمت از گیاه را جدا کنیم. زمان رشد قلمهها متفاوت است اگر قلمهای سرعت رشد بیشتری داشت، میتوان آن را در ظرفی با خاک غنیتر قرار دارد بخصوص اگر قبلاً در خاک شنی بوده باشد. شاخههای دارای گل و یا جوانه را هرگز نباید قلمه زد. طول قلمه بسته نوع گیاه و سرعت رشد آن متفاوت است. برای اغلب گیاهان 5-6/5 cm از رشد جدید را باید به عنوان قلمه برید و این کار باید وقتی انجام پذیرد که گیاه کاملاً سالم و قوی است. بهتر است ساقه بریده شده را در محل بریدگی در هورمون رشد فرو برد. اگر این هورمون اثر رشدی زیادی هم نداشته باشد چون مواد ضد قارچ دار از پوسیدگی ساقه قبل از ریشه دادن جلوگیری میکند. قلمه برگ: بعضی از گیاهان مثل سدوم Sedum و راموندا را میتوان به وسیله قلمه برگ افزایش داد. در گیاهانی که دارای دمبرگ هستند. برای تهیه قلمهها، برگها را در انتها از ساقه جدا میکنیم و در خاک شنی مخلوط با peat moss میگذاریم. باید گیاه را زیر نظر داشت که آیا شروع به رشد کرده یا خیر. و بعد از شروع رشد میتواند در مقابل نور و در هوای آزاد قرار گیرد ولی تا زمانی که رشد شروع نشده به سایه و رطوبت کافی نیاز دارد. قلمه ریشه: قسمتهایی از ریشه بعضی از گیاهان را میتوان به عنوان قلمه استفاده کرد. در بعضی مثل فلوکس phloxnana var ensifolia که تکثیر به طریق دیگر عملی نیست میتوان یک رشته از ریشهی گیاه را به طول 2/5 cm جدا کرد و در خاک شنی مخلوط با peat moss برای ریشه زدایی قرار داد. آب در باغ های صخرهای: ساخت یک استخر آبشار و یا رودخانهای برای زیباتر وطبیعی جلوه دادن یک باغ سنگی ضروری است. آب به صورت استخرهای باز و گسترده و یا به صورت آبشار یا نهرهای کوچک در جریان، زیبایی خاصی به باغ میدهد. در ساختار استخر و یا نهرهای آب در باغ ابتدا طراحی برای این کار تهیه کرد. از آنجایی که استخرهایی مورد استفاده در باغهای صخرهای و از سیمان و بلوک سنگی بزرگ ساخته میشود و تغیر در آن مشکل است. بهتر است طرح و مکان مورد نظر برای آنها به گونهای تهیه کرد که نیازی به تغییر نداشته باشد. در مورد مکان ساخت استخر بهتر است در پائین ترین سطح باغ صخرهای و در فضایی که کاملاً منعکس کننده نور خورشید باشد ساخته شود چون یکی از زیباییهای استخر انعکاس نور خورشید در آن است. اگر استخرهای تعبیه شده در باغهای صخرهای با سطح زمین اختلاف ارتفاع داشت میتوان به وسیله تخته سنگهای این اختلاف ارتفاع را پوشاند و در عین حال با کاشت گیاهان خزنده روی این تخته سنگها به زیبایی آن افزود. مواردی را باید در ساختمان استخر در نظر داشت از قبیل پوشانیدن سطح داخلی استخرها از لایهای به ضخامت 15 cm از مخلوط سیمان و شن و سنگریزه برای جلوگیری از نفوذ آب به اطراف و همچنین خودداری از رنگ آمیزی داخل استخرها برای مواقع تخلیه و یا تمیز کردن استخر. میتوان به وسیله ساخت استخر کوچکتری در قسمت مرتفع باغ سنگی و بالای استخر اصلی به وسیله یک موتور پمپ آب را از استخر بزرگتر به آن منتقل نمود و با گذاردن صفحات فلزی در مقابل نهر خروجی این استخر، یک آبشار برای باغ سنگی ساخت و با فشار به طرف پایین روان شود و یا میتوان با قرار دادن تخته سنگها در شیبها و روی تراسها و درست کردن یک مسیر آب، فرم یک نهر کوچک و طبیعی را به وجود آورد. باغ شاهزاده مقدمه: در روایت است که منوچهر پادشاه پیشدادی نخستین سازنده باغ است، که آنرا بوستان نامید یعنی کشتزار بوهای خوش. کورش کبیر اولین کسی است که درختکاری ردیفی(به سان نظم نظامی) را دستور داد. به دست خود زیباترین درخت را مدال های جواهرنشان بخشید، جایزه کشاورزی داد و جشن درختکاری معمول داشت. "باغ" وا ژه ایست که در زبانهای پهلوی،سُعدی،فارسی و عربی با تلفظ های مشابه به معنی واحدی ایستاده به کار میرفته. فردوس هم علاوه بر بهشت به این معنی است. بسیاری گفته اند که ریشه پائرادائز فارسی است و در تطور زبان پارادایز، پارادیس، پالیز،فرادز، فرادیسف، فردوس و پردیس شده و از زبانهای یونانی ، ایتالیای، فرانسه و انگلیسی و... با تلفظ های مشابه به پارادایز سر برآورده و در عربی با تلفظ فردوس بیان شده است و از سوی دیگر هم ریشگی واژگان زبان های مختلف نژاد آریایی بر کسی پوشیده نیست. کشاورزی وباغسازی درکیش وآیین ایران باستان با قرب و منزلتی روشن و موکد توصیه شده است. نقش درختان بر دیواره های پلکان تخت جمشید حاکی از اهمیت باغ در چشم ودل ایرانی است. ایرانیان گل را در مرگ و زندگی محترم می داشتند چنانکه گلدان کشف شده در گوری از شهر سوخته سیستان شاهد این معناست. ایرانیان معتقد به فرشته مقدسی بودند به نام"اورواز" که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می شد. باغ های ایرانی در شمار قدیمی ترین و بهترین باغ های جهان هستند. در تورات از باغ های ایرانی بسیار سخن رفته است. بقایای میانسراها در معماری های شیوه های پارسی و پارتی خبر از باغ میدهند. از باغ پاسارگاد چیزی نمانده، از دوره ساسانی هم آثار باغ بندی کاخ سروستان از بین رفته. در عکس هوایی بیستون ته رنگ چهارباغ مشاهده می شود. در قسنت هایی از تخت جمشید آثار طریقه آبیاری هنور بافی مانده و با غهای "خشایارشاه" شهره بوده اند. معمار شهرپرداز و باغساز چیره دستی بود. هم او در کتیبه اش خبر میدهد که سازندگی ها و آبادانی های زمان پدرم را هم من کرده ام و تا هجوم اسکندر باقی بوده اند. همچنان که باغ های معلق بابل که "بخت النصر" برای همسرش ساخته بود. معماری و سایر آثار هنری که به حال خود رها شوند، کم وبیش باقی می مانند، خاصه که در امانت خاک باشند. ولی باغ اگر تشنگی بکشد یا از لطف و سراوری و مراقبت انسانی محروم بماند در اندک مدتی می میرد. باغ های قدیمی ما مرده اند و خاکشان غبار گشته. آریایی ها به یاد زادگاه نیاکان خود که در آن با کشاورزی، درختکاری و پرورش گلبوته ها خو گرفته و حسن تجربه انوخته بودند، در سرای نوین خود برای رفع محرومیت از الطاف سبز و آبی طبیعت به تدبیر آبهای مخفی را از زمین بر کشیدند و بر خاک خشک جاری ساختند وبه کشت پرداختند. باغ هایی ساختند چنان سنگین ورنگین که مورخ یونانی از آنها به خوبی یاد کرده است. گزنفون به باغ های دوران هخامنشی اشاره دارد و از باغ هایی یاد میکند که پردیس نامیده می شوند. باغسازی ایرانی از بازتاب برون مرزی والایی برخوردار بوده است. در دوران عباسی با انتقال مرکز حکومت به بغداد، معماری و باغسازی ایرانی بر گیره ساخت و ساز حکومتی شد. المعتصم و المتوکل کاخ هایی در کرانه های دجله به شیوه باغ های ساسانی پی افکندند. با گسترش اسلام باغسازی ایرانی نزد مردم نقاطی که پذیرای اسلام شدند، رسوخ کرد، به ویژه کشورهایی که اسلام به واسطه ایران بدانجا راه یافت و سرزمین هایی که در حوزه مکتب هنر ومعماری ایران بودند.در اروپا از باغ های زیبا آندلسی الحمراء را می توان نام برد و در آسیا باغ های بابری کشمیر را که در شمار نامدارترین باغهای دوران اسلامی هستند را می توان نام برد. باغ های عباس آباد بهشهر، باغ فین کاشان، باغ شاهزاده ماهان،باغ دولت آباد یزد، باغ دلگشا و باغ ارم شیراز نمونه های قابل ذکری هستند که اصول و ضوابط باغسازی ایرانی را تا حد زیادی حفظ کرده اند. از ایندست درتمام خطه ی ایران اعم از شهر یا روستا،باغ هایی بوده اغلب از آنها نشانی نیست. یا در پی حملات و تاخت وتازها از بین رفته اند، یا با حرکت ماسه های روان مدفون گشته اند یا منبع آبشان خشکیده ویا مثل باغ هزارجریب مورد خشم دیوانگان تاریخ قرار گرفته اند و یا با مرگ صاحبانشان مرده اند. تاریخچه باغ شاهزاد ماهان: این باغ توسط "عبدلحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما"در دوره قاجاریه احداث گردید. وی یازده سال متوالی(1298ه.ق تا 1309 ه.ق) حکومت کرمان و بلوچستان را داشت و وفات وی به تاریخ 1309 قمری اتفاق افتاد. درباره چگونگی به حکومت رسیدن وی در کتاب تاریخ کرمان تالیف احمدعلی خان وزیری کرمانی نوشتاری در دست است که در زیر آورده می شود. حکومت عبدالحمید میرزا(ناصرالدوله): پس از یک سال و نیم اقامت در کرمان،در سال1298،بر حسب استدعای خود شاهزاده نصرت الدوله فرمانفرما، حکومت کرمان به شاهزاده سلطان حمید میرزای ناصرالدوله خلف اکبری معزی الیه تفویض گردید. الحاصل کفایت و شجاعت ناصرالدوله همانا مشهور ایران و بلکه در ممالک خارجه هم اشتهار داشت. پس از ورود به کرمان انواع مهربانی و سلوک را با اعالی و ادانی فراخور حال و حالت هر کس به عمل آورده، هر جا و هرکس که مقتضی سیاست و نکال بود معمول فرموده همه روزه از بام تا شام مشغول انجام امور ایالت نظم مملکت و وصول و ایصال مالیات و اقساط دیوانی و تعلیم و تربیت افواج کرمانی و اصلاح امور رعیت و قشونی بود. بعد از دو سال و کسری که شاهزاده نصرت الدوله فرمانفرما در تهران به رحمت ایزدی پیوست، لقب جلیل فرمانفرمایی هم حسب الارث و الاستحقاق به شاهزاده ناصرالدوله مرحمت شد. مدت ایالت شاهزاده در کرمان یازده سال طول کشید. شش سفر به بلوچستان فرمود و تمام محالات آنجا را به حیطه نظم در آورد. در حکمرانی ناصرالدوله فرمانفرما سه چهار فقره فتنه در بلوچستان رخ داد، که همه به کفایت شاهزاده به اسهل وجهی اصلاح شد. در جای دیگر گفته شده: "فیروز میرزا" در 1296 نیز مجدداً به کرمان آمد و پس از او پسرش عبدالحمید میرزا ناصرالدوله حکومت کرمان یافت و با لقب فرمانفرما مدت ها حاکم کرمان بود و سفرهای او به بلوچستان مشهور است. باغ شاهزاده در ماهان از محدثات اوست و پدرم، مرحوم حاج آخوند پارزی در وصف این باغ گفته: حضرت والا چو ز ماهان خرید خوب و پسندیده و ارزان خرید خواست در آن قریه عنبر سرشت باغی بر پای کند چون بهشت یاد بساتین معلق کند زنده ز نو قصر خورنق کند باغ همانست ولی مال کیست؟ بر ظلم وستم بباید گریست. می گویند وقتی خبر مرگ شاهزاده به ماهان می رسد معمار بنا در حال ساختن سردر باغ بوده است.وقتی کاشی کار می شنود که شاهزاده در تهران درگذشته اند فقط چهار قطعه کاشی مانده بود تا کاشی کاری تمام شود، اما او از خوشحالی کارش را رها می کند و می رود و از آن زمان تا به حال جای آن چهار قطعه کاشی هنوز خالی مانده است. در کتاب ماهان آمده که فرمانفرما برای احداث این باغ از عمله و کارگرانی که از اطراف جمع آوری کرده بود و نیز کمک های افراد متمکن بهره برد. علاوه بر این نهال های درختان را از روستاهای دور و نزدیک، بخصوص "پاریز" سیرجان تهیه کرده و ماموران او به زور الاغ های مردم را گرفته بار می کردند و به این محل انتقال می دادند. این سال(1309) در پاریز مشهور و معروف است، چرا که مردم از ترس احجاف نمایندگان حاکم مجبور می شدند خرهای خود را در مهمان خانه ها و اتاق های خواب پنهان کنند تا در امان بمانند. علاوه بر این فیروز میرزا آدمی خشن بود طوری که اگر کارگری وظیفه خود را به خوبی انجام نمی داد به دستور او گوشش را با میخ به دیوار باغ می کوبیدند تا عبرت دیگران شود. ماهان: شهر ماهان در 35 کیلومتری جنوب کرمان به بم واقع شده است. این شهر زیبا در دامنه ارتفاعات جوپار قرار دارد و از چشمه سارها و جویبارهای نسبتاً فراوان بهره مند است. ماهان از نقاط ییلاقی و خوش آب و هوای کرمان است. هوای خنک و باغ های زیبا و دلگشای این منطقه از استان کرمان زبانزد خاص و عام است. شهر ماهان از دیرباز مورد علاقه درویشان و سالکان راه عارف و صوفی پرآوازه "شاه نعمت الله ولی" بوده و از این بابت شهرت جهانی دارد. در شش کیلومتری جنوب ماهان ، در دامنه کوه های تیگران، باغی تاریخی چون بهشت با ساختمانی دیدنی وجود دارد که به باغ شاهزاده معروف است. این باغ حدود 130 سال پیش در دوران یازده ساله حکومت عبدالحمید میرزا ناصرالدوله فرمانفرما ساخته شد. معرفی باغ شاهزاده: باغ شاهزاده یکی از باغ های تخت ایرانی است که از شرایط مساعد طبیعی ممتازترین بهره را برده است. این باغ با وجود این همه کیفیت های طبیعی و مصنوع خود به خاطر دگرگونی شرایط سیاسی و اجتماعی دوران برای مدت طولانی خالی از سکنه و متروک ماند و دچار آسیب های فراوانی شد. خرابی های وارد شده کلیه قسمت های باغ را شامل می شود. باغسازی و عناصر شکل دهنده باغ نیز مثل آبراهه ها، استخرها،پیاده رو ها و فضای سبز آن نظیر درختان، بهار خواب ها و کرت ها و بستر های گل کاری از این گزند در امان نبوده اند. باغ شاهزاده یک بار در سال 1337 ه.ش و بار دیگر پس از زلزله سال 1360 که در آن آسیب هایی دید مرمت شد. سپس به وسیله اداره فرهنگ و هنر خریداری شد و در سال 1370 بازسازی شد و همزمان با کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی در مهر 1370 بازگشایی شد. طرحی از پلان باغ شاهزاده باغ تخت شاهزاده در دیواری مستطیلی به طول 412 متر و عرض 122 متر باشیبی حدود 4/6% شکل گرفته، که باغ را از فضای بیابانی بیرونی جدا می سازد. محور اصلی باغ 30 درجه با جهت شمال-جنوب اختلاف دارد. آب، منبع حیات بخش این باغ از بخش فوقانی داخل می گردد. نهر آبی که وارد باغ می شود در جهت طولی باغ به گونه ای توزیع می گردد که علاوه بر آبیاری کرت ها در مسیرها، با استفاده از شیب تند زمین که از شرایط اولیه باغ های تخت می باشد بر روی محور اصلی و میانی باغ به صورت نهری وسیع، آبشره ها و آبشارها به عنصر اصلی کیفیت بخش باغ بدل می گردد. در دو انتهای محور اصلی یعنی در برابر اولین تخت که بنای اصلی روی آن قرار دارد و ورودی باغ، برابر سردرخانه، دو استخر طراحی گردیده است که سطح وسیع آب، صدا و جهش آب و فواره های آنها به مطبوعیت باغ می افزاید. جریان آب به ویژه حوض ها، علاوه بر تاکید محورها و آبنمایی سراسری به صورت آبشره ها، سطوح شفافی را بر روی زمین برای انعکاس دیگر عناصر ارائه داده است و درخت های سایه افکن ویژگی های معماری فضای باغ را تاکید و تشدید می کند. نکته جالب در مورد فواره های حوضچه ای باغ و دو استخر این است که این فواره ها تا چندی پیش هیچ کدام با برق کار نمی کردند؛ بلکه در زمان ساخت بنا،این فواره ها با لوله کشی از نهر جاری در باغ به وسیله خمره هایی ایجاد شدند که با وصل شدن به هم نقش لوله های ساختمان را ایفا می کنند. آب نهر وارد این خمره ها شده و سپس بعد از رسیدن به یکی از خمره هایی که نقش "زانو" را در لوله کشی های امروز به عهده دارد به صورت فواره بیرون میزند. در نظر کلی باغ، از جلوی ورودی، دوازده سطح یکی پس از دیگری پدیدار می شود که اختلاف سطح آنها در خط ریزش آبشارها با پله های معین قابل پیمودن است. این اختلاف سطح ها به ترتیب از حد 5/1 متر تا یک متر تغییر می کند و ارتفاع آبشارهای بالاتر به تدریج کمتر می شود؛ اندازه آبشارها دید سلسله مراتبی کوچکتر-دورتر را تشدید می کند و بر اساس خطای بینایی بر ژرفای باغ می افزاید و آرامشی نسبی را پدید می آورد. بناهای باغ عبارتند از: کوشک اصلی: یعنی سکونتگاه دائمی و یا فصل مالک که در انتهای فوقانی باغ واقع شده.این بنا طویل ترین بنای منفرد باغ است که عمود بر محور اصلی و در انتهای آن قرار گرفته و نیز بخش پایانی محور محسوب می شود. با اینکه در پشت این عمارت قسمتی از حیاط واقع شده است، اما از آنجا که حیاط مذکور اهمیت حیاط اصلی را ندارد، این حجم از بنا رابطه حیاط اصلی را با حیاط پشتی قطع می کند. مساحت این بنا 487 متر مربع و به فاصله 325 متر از سردرخانه قرار گرفته است. در حال حاضر این قسمت به یک رستوران تبدیل شده که توسط بخش خصوصی اداره می شود. سردرخانه: بنای سردرخانه در مدخل باغ بصورت بنایی خطی جبهه ورودی باغ را اشغال کرده و در دو طبقه بنا گردیده است. طبقه فوقانی دارای اطاق هایی است که برای زندگی و پذیرایی پیش بینی شده اند.این سردر که گویی بی تاثیر از معماری باروک نیست، در دوره اول پهلوی به این مجموعه اضافه شده است. مساحت این بنا 234 متر مربع است. سایر بناهای خدماتی باغ از حصار اصلی استفاده نموده و به صورت دیواری مرکب بناهای مختلف خدماتی را در نقاط مناسب در خود جای داده است. از این بناها می توان به منزل زعیم باشی،حجره ها و برج های مراقبتی اشاره نمود. دو راه طولی در کنار هر یک از حصارها که برج مراقبتی در میان دارد، در سراسر باغ پیش بینی شده است. دیدروهای ممتد در جهت طولی باغ، از کوشک اصلی به سایر قسمت های باغ و بالعکس از سردرخانه غنای خاصی در زندگی به باغ می دهد. مناظر بیرونی باغ که از داخل و یا از بیرون باغ قابل رویت می باشند، در نمایش تضادگونه دو کیفیت زیست محیطی باغ و خارج باغ از نمونه های کم نظیر و منحصر به فرد در باغ شاهزاده می باشد. در بدو ورود به ویژه در طبقه فوقانی سردرخانه، به غیر از دیدها و مناظر بیرونی باغ، منظره چهارباغ و در جهت عکس آن منظره کوه را امکان پذیر می سازد. این مناظر عمده، یعنی حرکت آب، حوض ها و آبشارها هر کدام به نوبه خود تاکیدی بر محور اصلی دارند و توام با نظام گیاهی مناظر بدیع داخلی را به وجود می آورند. باغ در بستر کویر، در میان ارتفاعات جوپار و پلوار شکل گرفته است. کوه های پر برف جوپار منظر زیبایی در محور اصلی باغ ارائه می دهند که ویژگی این منطقه است. در 500 متری جنوب باغ مزار تاریخی دوران صفوی قرار دارد که به نام باغ مزار "چهارسید" معروف است. دو ورودی دیگر در ضلع غربی باغ برای ورود به قسمت های خدماتی و یک ورودی در قسمت جنوبی قرار دارد. محورهای فرعی بصورت افقی وعمود بر محور اصلی در مرز اختلاف سطح ها، کرت ها را که شمار آنها هشت تاست به وجود آورده اند. سطوح کف باغ عمدتا از مخلوط قلوه سنگ با ملات تشکیل شده است. این ترکیب در دو محدوده اطراف بالاخانه و سردرخانه توسط نقوش هندسی تزئین می شود. از آجر در پله ها و حاشیه باغچه ها استفاده شده وسنگ در مرز میان کرت هابا پیاده رو ها و دیگر لبه بندی ها وجود دارد. مصالح بناهای باغ عمدتا آجر واندود است که در جاهایی مانند سردرخانه توسط کاشی نره مزین شده است. بنای بالاخانه کلا اندود است. دیواره باغ اندود کاه گل است که در نزدیکی سردرخانه و بالاخانه به دلیل خصوصیت فضایی محوطه های مذکور به ترکیب آجر و اندود گچ تبدیل می شود. باغ شاهزاده در مقایسه با انواع باغ ها اعم از باغ، شکارگاه ها، بستان ها، باغ قلعه ها و باغ سکونت گاه ها در زمان ساخت خود(قاجاریه) به عنوان فضایی سکونت گاهی و تفرجگاه شکل گرفت. با توجه به وجود دو محوطه ی وسیع در جلوی بالاخانه و سردرخانه که با نرده های چوبی محصور شده اند نشان می دهد که این باغ علاوه بر سکونتگاه، محلی برای پذیرایی و تشریفات نیز پیش بینی شده بود. نظم درختکاری، انتخاب مناسب گیاهان در ایجاد سایه و یا رنگ آمیزی متناسب در فصول مختلف باغ ارزش های استثنایی را برای آن تعریف میکند. دو طرف محور اصلی را درختان بلند کاج و سرو و چنار در بر گرفته است و در ردیف درختان کاشته شده در کنار حصارها بیشتر درختان قدیمی و گاه خشکیده سپیدار را می بینیم. دیگر گیاهان موجود در باغ را می توان این گونه تقسیم کرده و نام برد: گیاهان درختی و درختچه ای شامل سرو، کاج، چنار، سپیدار، بید، زبان گنجشک، انواعی از رز، پیروکانتا، به ژاپنی، پرچین های برگ نو و شمشاد، زرشک زینتی، گل کاغذی و... می باشد. اما چون این باغ یک باغ خصوصی بوده بهار نشین ها را به پرورش درختان میوه اختصاص داده بودند و در آن می توان درختان میوه زیادی مانند بادام، آلو و آلوچه، زردآلو،آلبالو، گیلاس، هلو، انگورهای داربستی و ... را مشاهد نمود. همینطور از گل های فصلی زیادی مثل بنفشه، میمون، شب بو، اطلسی، جعفری، داوودی، کوکب کوهی، مینای چمنی و ... هم استفاده میشود. روزانه تعداد زیادی از علاقه مندان داخلی و خارجی از این باغ دیدن می کنند و لذت می برند؛ اما متاسفانه آنگونه که انتظار می رود از این مجموعه تاریخی-فرهنگی استفاده مناسب به عمل نمی آید و در معرفی و مراقبت این مجموعه تلاش درخوری را مشاهده نمی کنیم. به امید سرافرازی و بهروزی ایران و ایرانیان عزیز... پایان
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 8:17 توسط راشین پورمتین
|
سلام پورمتين هستم دانش آموخته رشته مهندسي كشاورزي - باغباني در مقطع كارشناسي دانشگاه گيلان و مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس كه چند سالي است در مقطع كارداني و كارشناسي رشته گل و گياهان زينتي دانشگاه علمي كاربردي مشغول تدريس مي باشم. اميد وارم مطالب ارائه شده كه بيشتر آن ها گرد آوري آثار اساتيد باغباني مي باشد بتواند مورد توجه و استفاده دوستان عزيز قرار گيرد.